بیوگرافی حاج سید علی محمد مختاری حسینی

نوشته شده توسط .::علیــ..طبسیـــ..::.. در دسته افتخار آفرينان, شعرا

برجسب شده در: , , , , , ,

انتشار یافته در دسامبر 16, 2015 با 2 دیدگاه

حاج میرزاعلی محمدمختاری‌حسینی-طبشنسید علی محمد مختاری حسینی در سال 1298 ه.ش در روستای طبس شهرستان سبزوار دیده به جهان گشود.

وی تحصیلات مقدماتی خود را در مکتب خانه فرا گرفته و پس از آن در مدرسه شیخ حسن داورزنی به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1320 به ستخدام اداره فرهنگ آن زمان درآمده و اقدام به تاسیس و مدیریت مدرسه روستای استیر نمود. با این وجود پس از چندی از این کار استعفا داده و به فعالیت در مشاغل دیگری از جمله زراعت، عطاری و آسیابانی پرداخت.

ایشان در سال 1356 برای اولین بار، به زیارت خانه خدا مشرف شده و پس از آن بارها توفیق زیارت قبور پاک ائمه مغصوم را کسب نموده‌اند.

یکی از قابل توجه ترین وقایع زندگی ایشان که بر حالات روحی و همچنین اشعار و دست نوشته‌هایشان تاثیر بسزایی نهاد، شهادت فرزندشان سید صادق مختاری در اوایل جنگ تحمیلی بود.

مجموعه اشعار ایشان با نام عطر بهشت نیز در سال 93 منتشر شده است .

ایشان در مورخه 21 آذرماه 1394 دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافتند و در قطعه والدین شهدای مصلی شهرستان سبزوار به خاک سپرده شدند.

برداشت از مقدمه کتاب عطر بهشت

درباره .::علیــ..طبسیـــ..::.

علی طبسی هستم ، از سال 78 فعالیت خود را با وبلاگ نویسی در بلاگفا شروع کردم و به تدریج سایت پاتوق فور یو را راه‌اندازی نمودم و سال 86 با هدف معرفی روستایم طبس ، سایت طبشن را ایجاد کردم و همانگونه که شاهد بوده‌اید در این مدتی تغییرات زیادی در این سایت رخ داده است تا اینکه به وضعیت امروز رسیده است .

مرور بایگانی نوشته های .::علیــ..طبسیـــ..::.

2 دیدگاه

2 دیدگاه در بیوگرافی حاج سید علی محمد مختاری حسینی در حال حاظر وجود دارد . شاید شما مایل به افزودن نظر شخصی خودتان هستید؟

  1. مارا بجزازگلشن رویش هوسی نیست
    بربلبل جان غیرفراقش قفسی نیست
    فریاد دراین شهربه پیش که برآریم
    زاریم دراین غربت وفریادرسی نیست
    ازقافله ی عشق بماندیم صدافسوس
    هرچند بگوشیم صدای جرسی نیست
    همراه سفرهرکه گزیدیم ،بدیدیم
    درچنته ی او جزهنر بولهوسی نیست
    درمردم دنیا طلب بی خبر ازمهر
    انصاف به اندازه ی بال مگسی نیست
    ازآتش عشقی که کشد شعله به افلاک
    یارب زچه رو مردم مارا قبسی نیست
    خواهی به سلامت روی زین بادیه ،شوکاه
    زیرا که بجزباد برایت فرسی نیست
    با قول و غزل گفت شجاعی که بیایید
    بینید،که مثل طبس ما طبسی نیست

  2. مارا بجزازگلشن رویش هوسی نیست
    بربلبل جان غیرفراقش قفسی نیست
    فریاد دراین شهربه پیش که برآریم
    زاریم دراین غربت وفریادرسی نیست
    ازقافله یعشق بماندیم صدافسوس
    هرچند بگوشیمصدای جرسی نیست
    همراه سفرهرکه گزیدیم ،بدیدیم
    درچنته ی او جزهنر بولهوسی نیست
    درمردم دنیا طلب بیخبر ازمهر
    انصاف به اندازه ی بال مگسی نیست
    ازآتش عشقی که کشد شعله به افلاک
    یارب زچه رو مردم مارا قبسی نیست
    خواهی به سلامت روی زین بادیه ،شوکاه
    زیرا که بجزباد برایت فرسی نیست
    با قول و غزل گفت شجاعی که بیایید
    بینید،که مثل طبس ما طبسی نیست

دیدگاهتان را بنویسید