سفرنامه : “عاشورا در روستای طبس” – بخش2

سفرنامه : “عاشورا در طبس” نوشتهء مریم السادات طبسی-بخش2

و ما ساعت 1 به طبس رسیدیم ظهر روز هشتم محرم. آن روز ظهر کوچه بالا میزبان همه مردم عزادار امام حسین بود. البته خرج روز یازدهم متعلق به مرحوم آقای حسن طبسی پسر محمد اسماعیل مشهور به آق حسن است که سالها خادمی آقا ابا عبدالله ع را کرده بود و همه امور کوچه بالا را  می چرخاند. کوچه بالا

از بعد فوتشان فرزندان ایشان روز هشتم محرم را خرج (نذری) می دهند و همه، مهمان ایشان و البته اهل بیت ع هستند. بعد از صرف نهار به خانه مادر رفتیم. وای که چه خاطراتی در ما زنده شد. حیف که دیگر صدای مهربانش و کمر خمیده اش را که از اتاق به استقبال ما بیرون می آمد،  نمی شد دید. و ما بعد از گذشتن از باغ به ساختمان رسیدیم و به داخل رفتیم. هنوز همه جا مثل قبل بود. همه نمادها و آثار مادر بعد از این هفت سالی که از فوتش گذشته،  همچنان دست نخورده باقی مانده بود

و من روح وجانم را در این فضا طهارت می دادم. فضایی که در آن دایی شهیدم مادرش را در آغوش گرفت و گفت: مادر باید از دو گزینه یکی را انتخاب کنی؛ یا من بروم و شهید شوم و یا دشمن به منیر (مامان من)دست درازی کند و مادر با چشمهای اشکبار گفته بود هیچکدام. و دایی گفته بود: نه مادر جان، الان که دشمن به ما تاخته، باید یکی را انتخاب کنی و مادر فرزند دلاورش را بوسیده بود و گفت: باشد انتخاب می کنم؛ من شهادت تورا انتخاب می کنم. و او انتخاب کرد، انتخاب شد، و رفت و  در راه وطن آرش وار جانش را در تیر گذاشت و دیگر بازنگشت. جنازه دایی را اروند رود برد و او دریایی بود و به دریا پیوست.

حتی ملحفه ها، بالشت ها، ظرف و ظروف همه مثل قبل بود. دایی امیر کرسی کار گذاشته بود و ما سریع به زیر کرسی خزیدیم. چقدر با صفا بود و چقدر دوست داشتنی. مادر خیلی تمیز و چیز نگهدار بود و حالا دایی و زندایی که بعضی مواقع سال را در طبس سپری می کنند، همانطور مرتب و تمیز وسایل مادر را حفظ کرده اند. حتی یخچال مادر، انباری مادر، دخمه ای که در آنجا لباس عوض می کردیم، همه همان عطر و بوی قدیمی را داشتند. گویی دوباره به کودکی هایمان باز گشته بودیم. می شد از آجر آجر خانه قدیمی مادر سرو صدا و خنده های کودکی مان را شنید. گویی زمان مسخ گشته و ما همان کودکان 20 سال پیش بودیم که دوباره متولد شده ایم.

از بیرون صدای تعزیه خوانی به گوش می رسید. به گمانم تعزیه حضرت علی اکبر بود. ما تا به خودمان بیاییم و بتوانیم از خلسه خانه مادر خارج شویم، تعزیه تمام شد. آن شب را کمی گل گفتیم و گل شنیدیم و بعد من به کوچه بالا رفتم. دیدار فامیل در کوچه بالا با من هم تماشایی بود. البته موقع نهار تعدادی از ایشان را دیده بودم و آنها همه شگفت زده که مریم تو کجا بودی؟ و من می گفتم همین الان از آسمون افتادم پایین. عمه منصوره و عمه زری داشتند ظرف خشک می کردند که به آنها گفتم سلام عمه ها. عمه منصوره که هیجان زده شده بود گفت  ای وای سلام عمه جان  کی آومدی و من سینه خیز از زیر داربست هایی که گوشه بهار خواب حسینیه کوچه بالا زده بودند خودم را به عمه ام رساندم و بوسیدمش. عمه منصوره من آدم عجیبی است. از آن نیست در جهان ها است. خلقیاتش، روحیاتش، اخلاقیاتش، همه… به جدش رسول الله رفته. تا کنون هیچ آدمی را ندیده ام که اینقدر چهره اش، متبسم، مهربان و عاری از هر بدی باشد. او از تمامی صفات زشتی که اکثر ما گرفتارش هستیم بری است. نه غیبت می کند، نه بدگویی کسی را می کند، نه دروغ می گوید، نه عصبانی می شود، نه اخم می کند، نه با نیش زبان قلب تو را می آزارد، نه به تو بی اعتنایی می کند و نه… او پاک است. زیبا است. مهربان است. همیشه می خندد و همیشه از تو تعریف می کند. همه می گویند بابا بزرگ حسن آقایم که انسان عالم و فاضلی بوده است، همینگونه بوده و او همه خلقیات پدرش را به ارث برده.

دربـارهء نویـسنده : []


علی طبسی هستم ، از سال 78 فعالیت خود را با وبلاگ نویسی در بلاگفا شروع کردم و به تدریج سایت پاتوق فور یو را راه‌اندازی نمودم و سال 86 با هدف معرفی روستایم طبس ، سایت طبشن را ایجاد کردم و همانگونه که شاهد بوده‌اید در این مدتی تغییرات زیادی در این سایت رخ داده است تا اینکه به وضعیت امروز رسیده است .


در مجموع 170 مطلب نوشته است.

يك پاسخ به : سفرنامه : “عاشورا در روستای طبس” – بخش2

  • سلام محدثه خانوم چه عجب ما یه هم شهری پیدا کردیم به وب من یه سر اگر خواستی نظر بده یا کار داشتی تو وبم فقط یه مطلب زیاد حالبی نیست ولی برای اینکه بدونم نظرمو خوندی گفتم ادی منو ادد کن

گذاشتن پاسخ

*

خبرنامهء سایت :

با عضویت در خبرنامه سایت از آخرین اخبار و تغییرات سایت و فتوبلاگ طبشن با خبر شود . پس هماکنون با وارد کردن ایمیل خود در کادر پایین عضوی خبرنامه سایت طبشن شوید.

ایمیـل شما :

پُربازدیدترین مطالب :
جديدترين نظرات كاربران :
آمــار ســایت :
  • 0
  • 297
  • 393
  • 4,419
  • 9,732
  • 55,683
  • 1,113,796
  • 27
  • 170
  • 214
  • ۱۳۹۶/۰۸/۱۹

آشپز فور یو ؛ سایت جامع آموزش آشپزی