نــانـــ دیـــروز :
دیروز روستا خیلی مصفا بود ، به هرکجای روستا که می رفتی همه آشنا بودند ، امکانات نبود ولی همجا پُر بود از صفا و صمیمیت . هر روز خدا در گوشه ای از روستای سرسبز طبس بُوی دود و عطر نان تازه به مشام میرسید . زنان زحمت کش روستا در کنار خانه داری و بچه داری و رسیدگی به دام و طیور خانه و کمک به مردان در مزارع ، هنر پختن نان هم داشتند آن هم چه نانی …. به قول شاعر ” هَر تَهِش (عدد) یک بغل ” برخی بانوان روستا به پختن نانهای عالی زبان زد بودند . نان محلی و روغنی و سرقلفی و تافتان و …. یادش بخیر ، دورانی بود . منتظر بودیم نان پختن تمام شود برویم سیب زمینی زیر آتش تنور کباب کنیم و بخوریم .. 🙂
از کنار خانه هایشان که می گذشتی با چهرۀ خسته ولی مهربان و گشاده رو نان تعارفت می کردند. هنوز طعمش را به خاطر دارم… نان کاک (برشته) می کردند برای غذای آبکی . چه طعمی به آبگوشت و اشکنه و کاله جوش ( کمه جوش ) می داد . تا همین چند سال پیش ما هر وقت به طبس می آمدیم نان کاک با خود به سوغات می بردیم. واقعا هم سوغاتی ارزنده ای بود ، با آن هم زحمت درست می کردند و به هرکجا ، هر شهر و دیاری که میرفتند در کنار سوغاتیهای دیگری که می بردند حتما بقچۀ نانی هم بود.
نــانـــ امـــروز :
امّا امروز چه ، روستا پیشرفت کرده ، حال نانوایی دارد . دیگر خانمهای امروزی روستا به خود زحمت پخت نان را نمی دهند . حق هم دارند چرا وقتی می شود رفت نانوائی و نان گرفت ” حال با هر کیفیتی ” چرا به خود زحمت دهند و ساعت 4 صبح برخیزند و خمیر آماده کنند و تنور روشن نمایند و برای پخت نان ، بارها و بارها تا کمر به درون تنور داغ داغ داغ روند …. ؟
اوایل نانوائی کیفیت نانش بهتر بود ، ساعت کارش هم . از هرکه می پرسی ناراضیند ، از کیفیت و کمیت نان . الان نانوائی فقط صبح تا ظهر نان تحویل مردم میدهد و بعد از ظهرها تعطیل است . طبق کدام قانون ، نمی دانم !!؟ طبق زمان مندرج شد بر روی تابلو نانوائی ، باید 3 نونت 2 ساعت و جمعاً 6 ساعت نانوائی باز و فعال باشد که نیست . هر که صبح نان گرفت که گرفت ولی اگه به هر دلیلی مثل مهمان ناخوانده بعد از ظهر و برای شام محتاج نان شده که ” باید فکر نان کند که خربُزه آبست ” …. !
حقیقت امر نمی دانم کدام اُرگان بر نانوائی روستا نظارت دارد ، که البته از شواهد پیداست که نظارت ندارد ….
آبــــ دیـــروز :
دیروز که برتن کوچه ها و کوچه باغ های روستا قدم می نهادی ، دختران و دخترکان روستا را می دیدی که هر کدام تُنگ آبی ، سبد لباس یا تشت ظرفی به دست یا سر گرفته و به سرچشمه یا قناتی می روند ( سرآب ) . به سر چشمه که می رفتی غوغای بود همه در تکاپو بودند تا هرچه سریعتر کارشان را تمام کنند به باقی کارهای منزلشان برسند. نشادتی بر پا بود . یکی می آمد ، یکی می رفت . یکی آب گوارا می برد و دیگر بسات ناهار را می شست تا هر چه سریعتر به فکر شام باشد….. به همین بهانه ها لااقل روزی 2 یا 3 بار همدیگر را می دیدند و از احوال هم و اخبار روستا و محله آگاه می شدند.
همیشه آب بود ، هزینه ای هم نداشت . البته تا دلت میخواست زحمت داشت که می ارزید. از آن دوران و آن کوچه ها و کوچه باغها پیر رو جوان خاطرها دارند ….. یادش بخیر.
آبـــــ امــــروز :
خوب ، امروز شد ، مسئولین دلسوز روستا به فکر افتادند تا خدمتی بکنند. دلشان به حال اهالی خونگرم و زحمت کش روستا سوخت ، گفتند کاری کنیم که آب ، بی زحمت به دست مردم برسد . فکرشان ایدآل بود و نیت شان خیر . اهالی هم خوشحال و خرسند بودند ، جای خوشحالی داشت . همه میگفتند : ” که مشکلات حل شد ، دیگر نیاز نیست در گرمای جانسوز تابستان و سرمای و یخبندان زمستان برای آوردن آب آشامیدنی یا شُستن ظرف و لباس از خانه بیرون بروی فقط کافیست شیر آب منزل را باز کنی ، همین و بس ! “
حال که آب آشامیدنی آمده است ، فقط چشمان منتظر به شیرهای آب را باید نظاره کنی که منتظرند متصدی آب روستا هر 48 ساعت ، ساعتی آب را در لوله ها به جریان بیندازد تا همه حول حولی و با عجله از ترس اینکه الان آب قطع نشود . به انبار آب به پردازند و ظرف و ظروفی بشورند .
تابستانها که به بهانه خشکسالی و … آب نیست و زمستانها هم به دلیل لوله کشی غیر اصولی ، آب در لوله ها یخ میبندد . بعضی ها یاد قدیم کرده اند و به سر چشمه می روند ، البته چشمه هم چشمه های قدیم . الان به دلیل عدم رسیدگی و کسرت مسافر در روزهای تعطیل سر چشمه ها انبار زباله و …. شده است.
یکی دوسالیست به مردم وعده طرح نصر داده اند . طرح نصر ؛ طرح آب منطقه ای است که از سمت مشرق روستای طبس و به گفتۀ مسئولین 7 پارچه آبادی را آب دهی خواهد کرد وارد روستای طبس میشود . شایعات حاکی از آن است که تا روستای دیواندر ( همسایه شرقی طبس ) آمده است . … ما که دعا می کنیم حقیقت داشته باشد و هرچه زودتر برسد.
راستی فراموش کردم عرض کنم : جالب است بدانید که متصدی آب و نان روستای طبس یک نفر است .
لُپ کلام :
به نظر می رسد که مردم خون گرم روستای طبس سبزوار به جای اینکه با امکانات زندگی کنند و لذت ببرند ، فقط با اسم امکاناتی چون آب لوله کشی و نانوائی زندگی می کنند و با تصور این امکانات به گذران زندگی می پردازند . امید است مسئولین بیشتر به فکر مردم زحمت کش روستای طبس باشند و همتی کنند تا طرح نصر زودتر پای به روستای طبس بگذارد و نظارت دقیقتر بر نانوائی هم داشته باشند.
مسئـولیــن محــترم در آستــانــۀ ماه مبــارک رمضـــان طبســی ها را دریـــابید
یا حق : علی طبسی
بازدیدها: 15


2 دیدگاه دربارهٔ «آب و نان ، دیروز و امروز»
لینک این مطلب در سایت سلام سبزوار:
http://salamsabzevar.com/fa/pages/?cid=6138
با سلام خدمت کاربران محترم
چه مطلب جالبی بود. دستتون درد نکنه علی آقا
اتفاقا من هم همیشه با این نوستالژی هایی که بیان کردید کلی کیف می کنم و همیشه یاد اون روزایی که مادربزرگم اصطلاحا خمیر داشت و برای ما نون کوچولو می داد بپزن رو زنده می کنم. یادش بخیر
اما با پیشرفت تکنولوژی و جلوه های شهرنشینی گویا این چیزها دیگه واقعا به خاطرات پیوسته. البته به قول شما مردم حق دارند که آسوده تر و راحت تر زندگی کنند و چاره ای هم نیست. اون موقع ها کسی که خمیر داشت باید کلا یه روز تمام وقت می ذاشت. اما الان ده دقیقه ای می ری نونوایی و نمی خواد این همه زحمت به خودت بدی. ما این ور گود نشستیم و نمی تونیم خیلی راحت بگیم دیگه چرا مثل اون موقعا نیست. دیگه نمیشه انتظار داشت دخترای روستا کوزه به سر بگیرن و از چشمه آب بیارن. واقعا اون جور زندگی هم سخته.
اما ای کاش برای ایکه سنتهای خوب روستایی هم فراموش نشه یه روز از ایام سال رو خانواده های روستایی بز خمیر می کردن. البته نکته ی تاسف برانگیز اینه که خیلی از خانواده ها اون تنورای قدیمی رو تخریب کردن. از اون تاسف برانگیز تر مهاجرت بی رویه ی روستاییها به شهر ها و واگذاری زمینهاشون به متمولین شهری برای ساخت ویلاهاییه که هیچ سنخیتی با بافت زیبا ی روستای ما نداره. یک روستا به همین زمینای کشاورزی، کوچه باغها و دیوارهای کاه گلی و خانه های سنتی نفس می کشه. اما متاسفانه الان طبس داره به چه سمتی می ره؟ خدا می دونه
ای کاش یه کار اساسی و پایه ای هم از طرف مردم و هم مسئولین و دولتمردان برای حفظ سنتهای روستایی انجام شه هم از لحاظ فرهنگی و هم اعتبارات مالی و … چون اگه این طور پیش بره تا چند سال بعد دیگه از طبس باید تنها تو عکسای قدیمی یاد کرد